پرنده

نوامبر 12, 2011

توی آن حادثه

همه مقصر بودیم

من از همه بیشتر

خیال کردم برای همیشه می مانی

سرد بود، پاییز بود، نمیدانستم آغوش گرم من

قرار نیست آشیانه ی ابدی تو باشد

پریدی پرنده

بهار که شد، پریده بودی

.

.

.

دوباره سرد شده

دوباره پاییز است

می ترسم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: