Posts Tagged دانشجو
گوسفندان!
“بعضی از آدمها، همچون گوسفندانی هستند که عمرا آدم بشو نخواهند بود” بخشی از بیانات والامقام، حضرت بدنویس.
والا حضرت بدنویس، در پی اتفاقاتی، بیانیهای را به شرح زیر منتشر کردند که از طریق امور مشترکین ایشان،به مقامات مسئول تسلیم شد:
“خوانندگان عزیز، دوستان من
امروز که بساط بیانیه صادر کردن و چرت و پرت زیادی گفتن و گلاب برویتان گــ.. اضافی خوردن در مملکت گل و بلبل ما به راه است، ما هم خوشمان آمد تا از این مد امروزی استفاده کرده، بیانیههای پی در پیی را صادر کنیم.
ملت شریف ایران، عادت دارند هر جا رقتند زود دعوا راه بیندارند. حتی اگر شده با بقال سر کوچه، فقط بخاطر یک مشت آدامس!!
اما اینجانب از همین رسانه، اعلام برائت و تنفر خویش را از این اخلاق گند خودمان، اعلام میدارم. چیست عادت کردهاید هر جا رفتید اخم کنید و حتی جواب سلام هم را هم با اخم میدهید که یک وقت حقتان را کسی نخورد!!
عین گوسفندان که هی بع بع میکنند، دستتان را روی بوق میگذارید و به خوار و مادر یکدیگر گل و بوته ارسال میکنید، آن از رانندگیتان، آنهم از زندگیتان.
آگاهیم که مقصر اشخاص دیگری هستند، که چون سیاسی میشود، بازگو نمیکنیم”
آگاهان علت انتشار بیانیهی فوق را، نزاع لفظی جمعی از دانشجویان و همکلاسیهای والاحضرت با مسئول فناوری اطلاعات دانشگاه محل تحصیل ایشان اعلام کردهاند.
گفته شده گویا در دانشگاه والاحضرت اینا، اگر استاد بخواهد درسش را روی اسلاید نمایش دهد،سیستم تحویل نمیدهند مگر یک دانشجو کارت دانشجویی چیزی گرو بگذارد. والاحضرت هم که این موضوع را پیش پا افتاده میدانسته، میرفته کارت دانشجویی میداده که یک وخ شخصیت استاد زیر سوال نرود، هرچند، چندین بار با شوخی و شاید هم کمی جدی، با مسئول مربوطه در این رابطه مخالفت کرده و فرمودهاند این کارشان بی احترامی به شان کلاس و دانشجوست. که صد البته مسئول محترمه فرمودهاند به من چه، برو پیش رئیس بگو!!
چند روز پیش، پس از 2-3بار که والاحضرت میروند و سیستم میگیرند و این حرفا، همکلاسیها میریزند تو اطاق مسئولهی مربوطه و شروع به هوار که وا دانشجویا، وا استادا، آی ایهالناس، اینها ما را دزد کردهاند و با برخورد تندی مسئولین مربوطه را خطاب کرده و سرش داد زدهاند و او هم خب ساکت ننشسته و داد زده.
القصه، دوستان والاحضرت ایشان را متهم میکنند که تو دستمالکش و خــ…. هستی و تقصیر توست که از روز اول کارت دادی و گفتهاند که ای والاحضرت، این چیزها وظیفهی دانشگاه است و حق ندارد از تو کارت بخواهد.
والاحضرت هم فرمودهاند : ما نیز با این مسئله مشکل داریم، اما حرفمان این است که مسئولهی مربوطه، کارهای نیست، بیخود چرا هر روز رهسپار دفتر او میشوید!
که دوستان گوششان بدهکار نبوده و والاحضرت را گفتهاند که اگر یکبار دیگر کارت گرو بگذارد، شاید چوب یا شاید شیشه نوشابه آنجایش کنند!!
والاحضرت هم پذیرفته و فرمودهاند”امروز، گوسفندانی را میبینم که هیچ نمیفهمند و چوپانانی که خیلی خرتر از گوسفندانشان”!
هر چه که از والاحضرت پرسیدهاند جملهی فوقش ربطش به موضوع چیست، ایشان فرمودهاند هیچ ربطی نداشته و فقط برای پر کردن خطوط بلاگ بکار رفته است.
آگاهان، آگاه شدهاند که والاحضرت قصد رفتن پیش مسئولین گندهی دانشگاهشان را دارند!!
5 comments اکتبر 19, 2009
جواب دندان شکن!
دانشجو:استاد ببخشید، کی میره جهنم؟(از این سوال مسخره هایی که کفر آدمو در میاره)
استاد متون اسلام: تو با دوستات
(و قهقهه ی بلند کلاس پس از شنیدن این پاسخ دندان شکن)
توصیه:درسته درسای عمومی زیاد تو چشم نمیاد، اما لطفا ادب و حرمت کلاس و استاد رو نگه دار تا اینجوری نزنه تو پرت.
این صفحه یه چیزایی بهش اضافه شده(که پررنگتر شدند) لطفا مد نظر قرار بدید.
9 comments آوریل 15, 2009







